ابو القاسم راز شيرازى
459
مناهج أنوار المعرفة في شرح مصباح الشريعة و مفتاح الحقيقة ( فارسى )
معانى و مقامات كثيره است برحسب مراتب و مقامات انسانيّه ؛ اقلّ مقام توكّل ، اعتصام قلب است به قول و ضمانت خداوند ، و ترك افعال صادره از هواهاى نفسانيّه در طلب مشتهيات طبيعيّه ، و ملتزم بودن افعال مأمور به شرعيّه را ، تا به تحصيل نعمت ، از خدمت و طاعت مولاى حقيقى و معبود واقعى خود بازنماند و مورد سخط و عقاب او نگردد . و ثانى از مقامات توكّل ، اعتقاد به آن است كه حول و قوّه بر تمام افعال ، از حقّ است ، و اتّكال و تكيه ، در همه حال ، به حول و قوّهء اوست ، و اگر از حول و قوّهء الهى خارج شود ، هستى و حياتى او را نباشد چه رسد به افعال ؛ پس هستى و حيات خود و افعال خود را به حول و قوّهء حقّ - جلّ و علا - داند و بس . ثالث از مقامات توكّل ، واگذاردن امر است - تماما - به سوى مالك امر ، بدون تصرّف در امرى مگر به امر او و اعتماد بر وكالت او در جميع امور تا آنچه خواهد كند ؛ و متوكّل ، تسليم نمايد افعال او را به قلب سليم ، بدون اعتراض . و رابع از مقامات توكّل ، حيا از توكّل است به جهت معرفت آنكه امر - تماما - حقّ تعالى راست ، و اوست مالك على الاطلاق ، و از براى بنده ملكى نيست و امرى در دست او نيست مگر آنچه حقّ - جلّ و علا - به دست او گذارد ؛ پس عبدى كه مالك هيچ نيست ، در چه امر وكيل گرداند حقّ تعالى را كه تصرّف در آن نمايد ؟ ! چه او مالك امور است و بنده مملوك اوست ؛ و مملوك ، چگونه مالك را وكيل گرداند ؟ ! پس حيا نمايد از حقّ تعالى در اظهار توكّل ، [ و ] تواضع و خضوع و خشوع نمايد ، و پناه برد به ربّ مجيد خود از اين تهمت ، و ببيند آنكه محاسن اخلاق در عبد ، از فضل و موهبت و منن حقّ جلّ و علاست ، قبل از استحقاق ، و آنچه به او عطا فرمايد از نعم ظاهريّه و باطنيّه ، از محض عنايت بىعلّت اوست نه از كسب و قوّهء خودش . و خامس از مقامات توكّل ، اعتماد است در عزم بر سلوك در سبيل حقّ تعالى بر توفيق او ، كه اگرنه